دلم گرفته.
حالم خوب نیست.
زود به هم می ریزم تو رو هم ناراحت می کنم. نمی خوام گردن ام اس بندازم تقصیر خودمه اما ام اس هم کمک میکنه بدتر شم.
نمیدونم چرا زود عصبی میشم. چرا هی تو رو می رنجونم.
عزیزم منو ببخش.
باید قبول کنم دلیلی نداره که اون چیزایی که واسه من مهمه واسه تو هم مهم باشه.
نباید تو کارات دخالت کنم.
اختیار کارات با خودته.
سعی می کنم دیگه دخالت نکنم و تو رو به هم نریزم.
تو رفتارام هم باید یه سری تغییر بوجود بیارم تا این جوری از هم ناراحت نشیم.
دوست دارم.
مممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ الهی من قربونت برم نفسم این چه حرفیه شوهر دلبندم.الهی فدات شم.دوست ندارم دیگه تا یه چیز می شه اسم ام اس و بیاریا.قربونت برم من منم باید تو رفتارم تجدید نظر کنم که تو رو نرنجونم می دونم همه ی اینا به خاطر خودم زندگی من.می پرستمت.دیگه اینجوری نگو.خواهش می کنم این نظر محمدم پاک کن دوست ندارم یه همچین چیزایی تو وبلاگ عشقمون باشه.درسته شاید شکست داشته اما خب فکر نمی کنم بودن نظرش اینجا فایده داشته باشه زندگیم.دوست دارم عشق من.تو شوهرمی حق هر نوع دخالتی رو تا یه جایی داری منم تو کارام باهات مشورت می کنم و با هم فکری هم نه به هم رختن به نتیجه می رسیم عشق من.خدایا شکرت که انقدر شوهرم منطقیه