کلاس دوم

زمان زیادی گذشته از آخرین مطلبی که نوشتم

کی فکرش رو می کرد این همه اتفاق بیفته.

این اتفاق ها مسلما تاثیر زیادی روی زندگی ها گذاشته اما تاثیر های خاصی هم روی بعضی زندگی ها گذاشته.

خب ما پسرمون مدرسه عادی خصوصی می رفت. کلاس اول رو هر جوری بود قبول شد . تقریبا هم واقعی قبول شد هم اعداد رو یاد گرفت هم دست و پا شکسته جمله خوانی انجام میده.

امسال کلاس دوم بود. از همون روز اول چالش های جدید داشتیم . مفاهیم انتزاعی مفاهیم هست که پسرمون باهاش مشکل داره. 

حروف رو حذف کرده چون دیده اعداد رو میخوره چون میبینه اما مفهوم ها رو متوجه نمیشه . جمع رو نمی‌فهمه . حتی موضوع هایی مثل خاله عمه و ... رو خیلی طول کشید متوجه شد اما فقط در مورد خودش. مثلا این خانم خاله مامان هست رو نمی‌فهمه یا خیلی باید تکرار کنیم بفهمه.

مدرسه هم که کلا همش تعطیل بود از دی دیگه مجازی شد. پسرمون هم اصلا کلاس مجازی شرکت نکرد. فقط کلاس خصوصی که می رفت همین.

الان دیگه مدرسه تموم شده و پسر ما فقط کلاس اولش رو تکرار کرده و از دوم چیزی بلد نیست.

دنبال تعویض مدرسه هستیم. به مدرسه پیدا کردیم که عادی هست، همه دانش آموز هاش سنجش رو قبول شدن اما بیشتر بچه ها یا تو طیف خیلی اوتیسم هستن یا اختلاف تمرکز و توجه دارن یا بیش فعال.

راستی مد شده بگیم آتیسم پس دیگه منم میگم آتیسم 

حالا این یه دغدغه است که پسرمون بره داخل این بچه ها آیا اذیت نمیشه؟ رفتار های اشتباه یاد نمیگیره؟

تو مدرسه قبلی که مدرسه خیلی خوبی هم بود داشت اذیت میشد . هرچند با همکلاسی ها دوست شده بود ولی بازم تو مدرسه اذیت میشد چون چیزی یاد نمیگیره و متوجه تفاوت ها میشد.

امیدوارم مدرسه جدید حداقل یکم شرایط آموزشی بهتری رو تجربه کنیم.

تصمیم به این شد کلاس دوم رو مجدد ثبت نام کنیم  و امیدواریم شرایط امسال بهتر باشه .

واقعا پیر شدیم . از دغدغه های امروز تا ابهامات آینده . یه ذهن همیشه درگیر داریم و خسته هستیم.

دیشب داشتم اینستاگردی می کردم.

یه پیچ دیدم مربوط به مامانی که با پسرش به اسم آرمان که آتیسم داره زورمرگی ها رو به اشتراک می‌ذاره. چقدر حسش کردم چقدر فهمیدمش 

چقدر غمگین شدم و اشک ریختم .