اولین هدیه از اولین دسترنج عشقم تو زندگی مشترکمون

ممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ.هورا هورا دلتون بسوسه بسوسه ببینید عشقم چه کیف خوشکلی برام خریده 

 

 

 

 .ممنونم زندگی من.خودت می دونی که می پرستمت.ممنون که هیچوقت کم نمی ذاری واسم.خدایا شکرت.کمکم کن تا جایی که می تونم کنارش باشم و کم نذارم واسش تا آخرین نفس آرامش بخشش باشم.من همیشه یه دل دارم و کل و جود و 1 روح که پیشکش قلب تو بی نظیر من.یه دنیا احساسم  می ندازم پشت قباله ی سند زندگیمون انشالله.امروز آزمایش و عسل خورون تو آسانسورو مالیدن و mp3 خریدن واسه مهرناز جونم و شاه محمدی هم داشتیم نفسم.عزیز دلم این هدیت واسم یه دنیا ارزش داره چون از دست رنج تو قربون سایه ی سرم  برم من. اولین خرج از زندگی مشترکمون. بذار دیگه بقیشو پس انداز کنیم تا به یاری خدا بتونم به بهترین جا ها برسونمت. سعی و هدفم اینه تا چه حد خدا بخواد زندگی من.این گلم به پاس همه ی خوبیات و تشکر از کارایی که واسم می کنی. 

 

                                              

                                     

بازم ۲ ساعت فوقالعاده با تو بودن بهترینم

مممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ سلااااااااااااااام اوه اوه اوه خاک و ببین پس این جوجو کجا بوده که اینجا خالی بوده پیشی هم که الهی فداش بشه جوجوش درگیر کارای پروژشه قربونش برم.خدایا خودت کمکش کن سریع جمع و جورش کنه و راضی باشه.اما الان جفتمون کنار همیم بغل هم.می گی زود گذشت اما واسه من یه قرن بود.خب از همه اینا که بگذریم سخن عشق و گفتن از لحظه های با تو بودن خوش تره نفس من اول یه عسل بده گلوم تازه شه.حسابی بخوریا 

                   

ادامه مطلب ...

بازم ۲ ساعت فوقالعاده با تو بودن بهترینم

مممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ سلااااااااااااااام اوه اوه اوه خاک و ببین پس این جوجو کجا بوده که اینجا خالی بوده پیشی هم که الهی فداش بشه جوجوش درگیر کارای پروژشه قربونش برم.خدایا خودت کمکش کن سریع جمع و جورش کنه و راضی باشه.اما الان جفتمون کنار همیم بغل هم.می گی زود گذشت اما واسه من یه قرن بود.خب از همه اینا که بگذریم سخن عشق و گفتن از لحظه های با تو بودن خوش تره نفس من اول یه عسل بده گلوم تازه شه.حسابی بخوریا 

                   

ادامه مطلب ...

بازم جوجو و کاراش هممممممممممم

ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ آخیش نمی خوام امروزم یه کاری کردم پیشیم ناراحت شد.به خدا خودت می دونی جونمی زندگیمی.بهت کاملا حق می دم هستی من می پرستمت.این گل با تمام وجود عشقم تقدیم تو بعدشم یه عسل حسابیییییییییییییییییییییی می دونم تو دل پاکت چیزی نیست منم دیگه بهش فکر نمی کنم عشق من. 

                      

                            

پارک نهج البلاغه و دربند و کنار تو بودن

امروزم یکی از روزهای فوق العاده ی با هم بودن بود شیرین ترین لحظه های کنار تو بودن عشق من.باز انتظار دیدنت و داشتم به حرفای دکتر صحرایی گوش می دادم که میس زدی از حرفای دکتر انرژی گرفتم و اومدم کنارت منبع انرژی من.امروز فوقالعاده بود وقتی کنارتم فکری ندارم و دنیا و عشق و زندگی و حس می کردم.تو راه کلی با هم حرف زدیم و شوخی کردیما.اما یه لحظش خیلی بد بود دوس ندارم تو شیرینی این روز از تلخی اون یه لحظه بگم چون یادشم اشکم و در میاره.برنامه ریختیم و رفتیم پارک همونی که اسمش اون بالا هممممم سخته خف هممممم.چه پارک قشنگی بود.کنار تو بودن هم قشنگ ترش می کرد.تو راه کلی زمین خوردما تو هم هی می گفتی راه برو ببینم بلدی الهی فدای چشات شم فدای خنده هات فدای دستات که گرما بخش وجودم.شوهر منی تو مرد منی.دوست داشتم نو اون فضا و هوا رو سنگای کنار پارک راه برم دستت و بگیرم و اسمتو صدا بزنم و بگم می پرستمت عشق من.تا آخر خط زندگی کنارتم و مال منی .چقدر عسل خوردیما عسلای شیرین تر از قند. 

 

   

              

خواستم طبق اومر شوهرم امشب برم شیراز رفتیم نشستیم رو اون وسیله ورزشی ها چقدر کیف داد فوق العاده بود. 

لحظه ای که سرمو گذاشتم رو شونتو همدیگرو  لمس می کردیم.سینتو بغل کردم دست کردم و از زیر پیرهن هسته ی هولومو گرفتم و بازم عسل خوردم آخ دوس داشتم بیام بغلت و لمست کنم کاش تو هم به هلوت افتخار می دادی من که همه ی وجودم مال تو. 

کم کم اومدیم و رفتیم تجریش.قرار بود واسه نهار بریم دربند چقدر گرسنه بودیم هوا هم خیلی الوده بود.چشام می سوخت تو ماشین سرمو گذاشتم رو شونه های مردونت و با هم حرف زدیم.وقتی رسیدیم گفتی بریم جمشیدیه یا دربند گفتم جمشیدیه آخه می دونستم همیشه دوست داری بریم اونجا اما بردیم دربند.وای چقدر پیاده رفتیم عجب سر بالایی بودا نفسمون بند اومد.رفتیم رستوران کوهستان یه جای دنج و گرم پیدا کردیم و دو پرس کباب سفارش دادیم...

ادامه مطلب ...

تاوان سنگین

 

 

هممممممممممم امروز چریمم کردی عشقم به خاطر اینکه دل جوجوییم طاقت نداشت حتی یه ذره دلت بگیره.نگو واسه حرفم ارزش قائل نبودی.کاش بودی و می دیدی چطور صبح چند بار پیش سارا اهم اوهوم کردم که پیشی جریمم کرده کاش می تونستم واسش گل بگیرم یا یه چیز دیگه.اما شب به خاطر یه موضوع چند لحظه ناراحتت کردم وقتی می گی دلم گرفت دنیا روی سرم خراب می شه زندگی واسم سیاه می شه.اون لحظه باور کن هنوزم حرفت تو گوشم بود که گفتی واسم نگیر اما از یه دیوونه که ناراحتیت دیوونه ترش می کنه چه انتظاری داری؟ 

می دونم توجیهم قانعت نکرد.جریمت سخت بود اما تحمل کردم.الان به ذهنم رسید دیگه اگه این ناراحتیا پیش اومد این همه گلای قشنگ تو نت و یه وب با صفا و پر از عشق پس واسه چیه؟؟؟؟؟؟ها ها ها؟اینم تقدیم با همه ی وجودم به همه کسم که دیوونشم .منکه دیگه طاقت این چریمه ها رو ندارم . 

 

باز هم لحظه های شیرین با تو بودن عشق من

 

امروز گفتی ساعت ۳۰/۳ میای دنبالم که با هم بریم بیرون و باز یکی دیگه شیرین ترین و بهترین لحظات عمرمون و با هم بگذرونیم.از ساعت ۳۰/۲ دل تو دلم نبود می خواستم زود بیای دنبالم و ببریم.زود زود نهارم و خوردم به بدنم لوسیون زدم تا بوی تنم شوهرم و مست کنه زود زود مسواک زدم و خودم و واسه عشقم آماده کردم خوشکل کردم لبامو قرمز کردم که دیگه واسه بوسیدن دل تو دلت نباشه.همه ی این کارا رو تو ۱۵ دقیقه انجام دادم و دیگه بعدش شد انتظار.انتظار برای اومدنت چقدر سخت بود.یه دفعه از پشت شنجره قامت رعنا تو دیدم که با وقار و مردونه داشت می اومد.نمی دونی نا خودآگاه جلو زنداداش گفتم فذبونش برم الهیییی دیدم گوشیتو در آوردی زنداداش گفت الان زنگ می زنه.زود خدافظی کردم و اومدم بیرون دوست داشتم بپرم بغلت آخ اومدم کنارتو آروم شدم. الهی فدای تن مردونت شم که همیشه پناه گاهم و ستبر و محکم پشتم. 

رفتیم و رفتیم تا به مترو رسیدیم. تو راه از یه کوچه رد شدیم که توش یسری کارگر بمون گفتن به به به به اخ کاش می دونستن واسه رسیدن به این لحظه چه سختی هایی و تحمل کردم و چخ چیزایی که نشنیدم آره واقعا به به. تو راه از پروژت گفتی هستی من یکم صحبت کردیم.کاش می شد منم بات میومدم دنبال اون پروژه یا می تونستم بیام با دکتر حرف بزنم.اما نگران نباش عشق من من زنم شاید باید با ارامش دادن و دعا کردم وظیفمو تو این کار اعمال کنم.مترو شلوغ بود.نشستیم وقتی سوار شدیم خیلی شلوغ بود و همشم مرد بود حس خیلی بدی داشتم اما مردم شوهرم تکیه گاهم کنارم بود و من و به سینش فشار می داد.آخ جه آرامشی.رو صندلی نشستم عشقم وایساده بود به زور نشوندیما ههممممممم نمی تونستم چشم ازت بر درم همش سرم بالا بود وای یه خبر خیلی خوب بهم دادی گفتی قرار واسه مصاحبه بری خیلی خوشحال شدم خشیلی.جونم فدات شه دوست داشتم زود تر بم بگب اگه نشد فکر نکن می خوره تو ذوقم.می گم عیب نداره نفسم ایشاللله یه موقعیت دیگه.اما دلم روشن این می شه خدادوسمون داره.این سری با دست پر بیای پیش بابا سینتو بدی جلو و بگی کار پیدا شد فعلا واسم دیگه می خوام دخترتون و ببرم 

ایششششششششششش همش دوست داشتم اون پسره کنارم پاشهها بت می گفتم بلندش کن:-)  

با هم رفتیم سوار ون شدیم الهی من فدات شم جیگر منی کلی راهم تا پارک پیاده رفتیم و با هم حرف زدیم.آخ الهی بگردم اون موقع که ظرف زیتون برگشت رو شلوارت آخه نفس من واسه خودت هر طرف خواسی می گیری اخ امان از دست شما مردا بعدم می گی زن چرا درش و درست نبستی زیر بارم که نمی رید که ما زنام فقط قربون صدقتون می ریم.منکه اینطورم.اما اخرش اعتراف کردیا.مممممممممممممممممممممممممممممممممماچچچچچچچ ذووووووووووووووووووووووووووق نفس منی.چه بستنی زمستون و آب تمشک مشتی بودا.رفتیم تو پارک دستام از سرما  قرمز و بی حس بود آخ قربون دستات برم قربون وجودت برم من که آتیشم می زنه و خاکسترم می کنه .من دستکش نمی خوام اون موقع دیگه بهونه ای واسه حس کردن گرمای دستات ندارم. می گم خونه ما دیگه بخاری نمی خوادا 

۳ ساعت تو راه بودیم تا برسیم پارک ملت.کاش بیشتر بود.کاش خیابونا پر ترافک بود.اول پارک نشستیم که مامان زنگ زد گفتم با عشقم تو پارک ملتیم.گفت همون واسه هخونه انقدر سرحالی.راس می گه ها من وقتی کنارتم غم ندارم غصه جیه؟گفت خوبه؟گوشی و بده خیلی وقت حالشو نپرسیدم و کلی با داماد آیندش حرف زد.منم سرو بازوی تو بود و آب تمشک می خوردم.اینسری معلوم بود تو هم عسل می خواستیا آخه گفتی زود بخور بریم تو پارک دیگه ای شیطون بلای من.وای پارک چقدر خلوت بود انگار فقط مال خوودمون دو تا بود.یه کم داد زدم که دوست دارررررررررممممممممممممممممممم اما یه بار محکم تر ازاینا داد می زنم تا همه عالم و ادم بشنون که یکی دیوونته.رفتیم نشستیم رو صندلی و کلی حرف زدیم تمام این مدت دستام تو دستات بود و سرم رو بازوت.هی موقعیت و می سنجیدیم و عسل می خوردیم آخ چه خوش مزه بود.یه بارم که ضایع شدیم خفنتا تونستیم بوسه بازی کردیم و از کنار هم بودن لذت بردیم هیچ غمی نداشتیم چون کنار هم بودیم.دانه های مغزی رو در اوردم و کردم دهنت.چی کار داری خب دوست دارم لوست کنم تو زندگی منی. رفتم پوستاشو بریزم تو سطل آخ نمی دونی موقع برگشت ناخود آگاه با ذوق دویدم سمتتو پیدم بغلت بدون فکر پریدم و بوسیدیم کاش می شد همونجا بمونم.دیگه داشت سرد می شد الهی بمیرم تو هم به فین فین افتاده بودیا.مثل دو تا عاشق دیوونه بودیم .می لرزیدیم اما می خندیدیم چون دلامون گرم بود به عشق هم. 

 

رفتیم جلو تر دیگه قابل تحمل نبود یه مغازه دیدیم و سریع رفتیم بهش متوصل شدیم و دو تا کاس اش داغ خریدیم الهی من فدات شم که همش غر می زدی مال پارسال فلان فلان آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ نفس لوس منی هرچه قدر خواسی واسه من غر بزن الهی فدات شم آشتو خورده بودی و بازم عسل می خواستی.چقدر دوس داشتم وقتی خودت گفتی یه عسل دیگه حالا اشم دهنم بود هی می گفتم صبر کن هولم نکن.کلی هم از عشق بازی و عقدمون گفتیم.هسته هولومم اومدم بمالم نشد هممم.نیمی خوام زیر ژاکت بود کلفت بود هممممم.من بدون پوشش می خوامش. 

رفتیم یه جا پیدا کردیم و حسن ختام عسلم گرفتیم خیلی خوشمزه بود خیلی.فدای اون لبات شم من. 

دیگه خیلی سرد بود دوییدیم و خودمون و برسونیم تو اتوبوس.خیلی شلوغ بودن و ما کله شقای عاشقم می خواستیم کنار هم باشیم.راه رفتیم و از کارت گفتی تا اخر سوار یکیش. شدیم.کنارت بودمو نمی خواستم ازت جدا شم.ولیعصر که پیاده شدیم تا سر پل ستار خان ماشین گرفتیم.آخ سرمو گذاشتو رو سینت و دستم و تو دستات دوس داشتم همونجا بخوابم و بازم عسل می خواستم دوس نداشتم برسیم.سر یه پل پیاده شدیم فک کردیم ستار خان که بعدا خودمون فهمیدیم چقدر دماغمون سوخته ها. 

رسیدیم به برق آلستوم دیگه کم کم داشتا ین لحظه ها تموم می شد دوست داشتم هر روز می دیدمت اما شوهرم می گفت نه.منم گفتم چشم چون جز چشم حرفی نمی زنم رو حرفت.الهی بگردم گفتی تنهایی خیلی واسه غذات دلواپس شدم وقتی فهمیدم غذا می دن آروم شدم اما واسه جمعت دوس داشتم کنارت باشم.آشم که حتما میارم.گذشت و گذشت تا رسیدیم در خونه.عسل اخرم و گرفتم ودلمو بت دادم که با خودت بردی. 

دیگه نمی تونم بنویسم چون ازیه طرف سارینا از یه طرف نهار.دوست دارم بهترینم.ممکنه غلط زیاد باشه چون نرسیدم بخونمش.دیوونتم زندگیم.  

 

پس کی این دوریا تموم می شه

                          

                         

سلام قربونت برم من نمی دونم چرا بغض دارم دلم واست یه ذره شده.الانه کم کم اشک بیاد تو چشم و بغضم بترکه.دوست دارم پیشی دوست دارم.مممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ.الهی فدات شم کی این دوریا تموم می شه مگه من چقدر طاقت دارم.باید با تنهایی بجنگم دیگه.هیییییی کی میاد روزایی که با هم باشیم کنار هم باشیم به خدا دوس دارم تا دیدمت بپرم بغلت و از این همه دوری گریه کنم.هیچوقت ازت جدا نمی شم هیچ وقت. همه چیز با یک دنیا عشق تقدیم به تو بهترینم