-
باز هم بهترین روز های با تو بودن
پنجشنبه 13 مردادماه سال 1390 23:16
انگار همین دیروز بود نفسم سورپرایزم کردی که داری میای.خدایا چرا انقدر روز های خوش با عشقم بودن می گذره؟چرا نمی شه زمان و نگه داشت وقتی بغلشم وقتی لبام رو لباش و دارم آرامش و ذره ذره وارد بدنم می کنم.انشالله بلیط داری که فردا باز بری تهران اما عشق من می ری که انشالله با دست پر برگردی و دیگه تا آخرین لحظه کنار هم...
-
ایشالله روزی عشقم
پنجشنبه 16 تیرماه سال 1390 19:29
اوووووووووووووف بالاخره تموم شد و جوجوت فارغ التحصیل شد.اما خیلی زود گذشتا.اون امتحان لغو کردنا اون کل کل کردنا ازمایشگاها بچه ها و ... این سالای تحصیلم دو سال اولش زندگیمو تباه کرد و دوسال آخر زندگیمو ساخت پیشی من .عشق من به برکت وجود تو هستی من.اینکه بودی آرومم می کردی مخصوصا اون روزا که خیلی حالم بد شده بود توکنارم...
-
تقدیم به تک خال زندگیم
شنبه 11 تیرماه سال 1390 13:23
بوی تنت بوی گله، بوی گلای اطلسی مثل شکوفه های سیب قشنگ و دور از دسترسی وقتی میای بهار میاد، بوی گل انار میاد عطری که با نسیم صبح از روی سبزه زار میاد شراب صد ساله تویی، سرخی آلاله تویی اگه قماره زندگی اونی که تک خاله تویی دلم میخاد حرف بزنی، قفل سکوت رو بشکنی مثل حریر اون صدات برگ گل ابریشمی ای آخرین سرود من، نوای چنگ...
-
برای تو
پنجشنبه 9 تیرماه سال 1390 03:06
سلام جوجوی من سلام بهترینم اینجارو ترکوندیا قربونت برم الهی میخوام بگم بهترینی میخوام بگم همه کسمی میخوام همیشه کنارتم همیشه همیشه همیشه دوست دارم زندگی من. می پرستمت
-
آلبوم عشق
سهشنبه 7 تیرماه سال 1390 15:08
آخ جوووووووووووووووون جوجو امروز رفت بالاخره بعد ۲ ماه آلبوم نامزدی و از آتلیه که نه دم خونه ی عکاس گرفت.وااااااااااای نمی دونی عکسا چقدر خوب شدن عشق من.کاش کنارم بودی دسوت داشتم با هم عکسا رو می دیدم کلی سر به سر هم می ذاشتیم و اذیت هم می کردیم.عکسا خیلی خوب و قشنگ شدن.تازه عسکای سسکی هم داشتیم هورا هورا.الهی من فدات...
-
یه روز بد ...
یکشنبه 29 خردادماه سال 1390 02:43
صبح پاشدم برم دارو خونه که به گرمای ظهر نخورم. شماره ۹۷پذیرش بودم. رسیدم دارو خونه طرف کارت هوشمند ام اس رو گرفت ازم بعد صدام کرد گفت سرویس پیام میده که شما نمی تونید این تعداد آمپول بگیرید. گفتم واسه چی؟ گفت نمیدونم احتمالا زود اومدی بگیری زنگ بزن بیمه. زنگ زدم بیمه فایده نداشت. زنگ زدم بابا رفت بیمه بعدش گوشی رو داد...
-
تولد داداش
شنبه 28 خردادماه سال 1390 14:36
امروز تولد داداش جوجو بود.تصمیم گرفتیم واسش یه تولد بگیریم روحیش عوض شه.زن داداش زحمت کشیدن کیک خریدن.شام اینجا بودی قربونت برم من.کلی ذوق داشتم دل تو دلم نبود دوست داشتم زود بیای.قرصام تموم شده بود اما هنوز سینم خلط داشت گفتم زود تر بیای با هم بریم دکتر.فداای پیشیم بشم من.سر 4. اینجا بودی قربونت برم...
-
جمشیدیه و شهر بازی
جمعه 27 خردادماه سال 1390 22:15
ممممممممممممممممممممممممماچ امروز یکی دیگه از روزای با تو بودن هستی من.امرو روز مردم هست بی نظیر من.خدایا خودت می دونی همیشه با چه احساسی شکر می کنمت به خاطر داشتنش.به خاطر بودنش.روز به روز بیشتر به این پی می برم که چقدر خاص بودم که انتخاب شدم که کنیزیشو کنم.خدایا خدایا لیاقتشو بهم بده. صبح تو بغلت روزتو تبریک گفتم...
-
روز دیدار
جمعه 27 خردادماه سال 1390 22:10
خدایا بالاخره روز دیدن رسید.دیشب تو اتوبوس بودم همش به تو فکر می کردم پیشی قربونت برم.همش چشمام و می بستم و تصور می کردم که تو بغلتم.خیلی شوقتو داشتم فقط خدا می دونه چقدرشوقتو داشتم.یاد عکسامون که می افتادم دلم تالاپ تالاپ می زد.نزدیک بود قلبم وایسه.هممممم باوشه چشم نی می گم.الهی قربونت برم پیشی تو هم شوق دیدار و...
-
تفریحگاه شیان
جمعه 27 خردادماه سال 1390 22:01
ممممممممممممممممممممممممممممممماچ بالاخره فرصت کردم خاطره ی اون روز به یاد موندنی و شب فوق العاده رو تو خونهی داداش بنویسم عزیز ترینم.قربونت برم مـــــــــــــــــــــــــن. آخا ههههمممممممم افلش منو شطرنجی کنم.الهی من فدات شم.الهی من بگردم.الهی قربونت برم شبش دیر خوابیدی و صبح ساعت 5.30 پاشدی با ذوق اومدی شب قبلشم...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 27 خردادماه سال 1390 22:01
ممممممممممممممممممممممممممممممماچ بالاخره فرصت کردم خاطره ی اون روز به یاد موندنی و شب فوق العاده رو تو خونهی داداش بنویسم عزیز ترینم.قربونت برم مـــــــــــــــــــــــــن. آخا ههههمممممممم افلش منو شطرنجی کنم.الهی من فدات شم.الهی من بگردم.الهی قربونت برم شبش دیر خوابیدی و صبح ساعت 5.30 پاشدی با ذوق اومدی شب قبلشم...
-
دوست دارم.دارم میاما.ایشالله
چهارشنبه 18 خردادماه سال 1390 16:37
ممممممممممممماچ.زندگی بهتر ازین نمی شه زندگیییییییییی.لای لای لا لای لای.کلی بقچمو بستم که خدا بخواد بیام.صبح زود پاشدم مثل گل باز شدم.دست و صورتم و شستم.پیشیم هنوز خواف بود.حس کردم دیشب دیر خوابت برده هستی من.رفتم خرما خریدم و اومدم نشستم به رنگینک درست کردن.بعدم که ناهار خوردم و آردش و بو دادم.تااووزه تعلیم شیره ی...
-
روز قبل از اومدن به تهران
چهارشنبه 18 خردادماه سال 1390 01:35
ممممممممممممممممممممممممممممممماچ بزن قدش.اینم به مناسبت پیروزی تیم عخشم تو جام حفذیوهورا هورا هورا .من خونه ی مادر جون اینا بودم کنارت نبودم هستی من.اول انزلی گل زد.کلی ناراحت شدم اس ام اس دادم که به جوجوت فکر کن می خوام بیام فدای سرت.با هر اتفاق اس ام اس می دادم و احساسم و بهت منتقل مبی کردم.واقعا وقتی گل می زد دست...
-
انتظار داره تموم می شه
سهشنبه 17 خردادماه سال 1390 16:24
آخ جووووووووووووووووووووون امروز خیلی خوشحالم.خدایا شکرت.بهتر شدم بابا واسه فردا شب ساعت ۱۱ بلیت گرفت واسه تهران واسه دیدن هم نفسم پیشیم عشقم ، جونم، زندگیم، همه کسم،هم سفرم.جفتمون خوشحالیم.امروز یکی از دوستای معمار بابا اومد خونه رو دید گفت زیاد خرج توش نکنید که کلنگی باید بخوره زمین.مامان اینا تصمیم گرفتن که فقط کمد...
-
لج و لج بازی امروز و نتیجه گیری جوجو
دوشنبه 16 خردادماه سال 1390 17:56
الان داشتیم سر یه قضیه با هم بحث می کردیم.رو حرفت فکر می کردم عزیز دلم.حق با تو.وقتی این و گفتی یاد حرف یکی افتادم که گفت تو و آرش روحیه ی مقاومت زیادی دارید و همش کل کل می کنید.این از ایرادام.وقتی به خودم می گم کوتاه بیا یه چیزی تو وجودم می گه نه چرا من کوتاه بیام.می دونی حس بدیه وقتی فکر کنی حق با تو.اما دوست دارم...
-
خدایا زود تر کار پیشیم تموم شه تو صبرت زیاد من جوجو ام و کم طاقت
دوشنبه 16 خردادماه سال 1390 17:37
ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ الان داشتم بک گراند لپ لپ و میدیدم همون عکس که من و تو داداش رو صندلی نشستیم.گفتم خدایا 2 تا فرشته کنارمم اما تو فرشته ی خاص منی قربونت برم.عزیزم 2 روز نشد زیارت عاشورام و بخونم.می دونم تو شرایط خوابگاهی در گیر پروژتی وضع استراحت و غذات اونجور که می خوام...
-
جوجو منیض شده
دوشنبه 16 خردادماه سال 1390 13:45
الهی من فدات شم زندگی من.قربون دل پاکت برم فدای دعات شم.اشک تو دلم جمع کرد و زبونم و قفل کرد.الان 3 4 روزی می شه که سرما خوردم.نگران نباش.فدات بشم من.قربونت برم.دیگه دارم خوب می شم.قول می دم زود زود خوف شم.ببین کلی به بابا اصرار کردم دیشف شیر گرفت.واسه خودم سوپ پختم تا زود خوف شم بیام پیشت عشقم.قربونت برم من الهی هستی...
-
نامزدی از زبون جوجو
دوشنبه 16 خردادماه سال 1390 13:01
مممممممممممممممممممممممممممممممماچ سلام سلام عزیز دلم.قربونت برم من خیلی وقت بود می خواستم خاطره ی نامزدیمون و روزایی بعدش که با هم بودیم وبنویسم.اما خود شوهرم زحمتشو کشید آخه خودش می دونه جوجوش ریز ریز همه چیز و می گه واسه همین خیلی وقت می خواد بنویسه که تو یونی هم فرصت نداشتم الهی من دورت بگردم خیلی دلم تنگ شده واست...
-
یا من اسمه دوا و ذکره شفا
دوشنبه 16 خردادماه سال 1390 01:50
یا من اسمه دوا و ذکره شفا جوجو حالش خوب نیست. بدجور سرما خورده و گلوش چرکی شده . مدام سرفه میکنه. خدایا جوجوم گناه داره. به این معصومی به این نازی به این پاکی دلت میاد آخه؟ شاید صلاحی توشه من نمیدونم اما زود خوبش کن خدا زود حالشو خوب کن میدونی که چقدر دوسش دارم میدونی که حالش بد باشه حالم بده خدایا فردا بیدار میشم...
-
حرف دل
جمعه 13 خردادماه سال 1390 15:43
سلام عزیزم وقتی جوجو و پیشی زن و شوهر میشن باید حرفای دلشون رو بهم بگن. اما یه باید دیگه هم وجود داره. باید این حرفا تو دلشون بمونه توانایی داشته باشن تو دلشون نگهش دارن. وقتی دل یکی ظرفیت رو پیدا کنه که راز نگهدار باشه اون یکی این جرات رو پیدا میکنه که حرف دلش رو بزنه. هر چی ظرفیت نگهداری کمتر باشه طرف مقابل هم کمتر...
-
روز آخری که آخرین روز نیست
چهارشنبه 11 خردادماه سال 1390 23:16
سلام خانومی خوشکل و نازم رسیدن بخیر الان خونه هستیو پیش خانواده عزیز دوس داشتنی مون خب رسیدیم به روز شنبه ناهار خونه عمه دعوت بودیم. قرار بود من و تو داداش پریسا و پریا بریم باغ ارم. من اومدم خونه شما نشسته بدویم داداش حاضر شه تو هم حاضر شی زن داداش و مموش هم گفتن میان. بعد پریا اومد. منم یه لقمه کلپچ مشت خوردم تا شما...
-
پس فردای نامزدی
جمعه 6 خردادماه سال 1390 00:37
سلام سلام سلام خب صبح من بیدار شدم قرار بود بیام خونتون که با هم بریم باغ شرکت نفت گفتی حدودای ۱۲.۳۰ خونه شما باشم. همون حدودا اومدم هیچ کس اماده نبود. کم کم آماده شدین. با پدر جون بحث شبکه های بی بی سی و ... میکردیم. بالاخره اماده شدین همه با هم رفتیم باغ. حالا بیا و عمو ها رو بشناس عمو پرویز رو که میشناختم. عمو عباس...
-
عزیزم روزت مبارک
سهشنبه 3 خردادماه سال 1390 00:57
سلام بهترینم روزت مبارک هم نفسم. اولین سالی هست که روز زن رو بهت تبریک میگم. روزت مبارک همسر عزیزم. کاش پیشت بودم. قربانت پیشی
-
فردای نامزدی
یکشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1390 16:51
سلام عشقم میدونم کلی کار داری و همش این ور اونوری گفتم فردای نامزدی رو هم خودم بنویسم. من که تا ۹.۵ صبح خواب بودم تو تا ۱۱.۵ اینا. دعوت بودی خونه ما واسه ناهار. عمو ها و عمه و ها دایی های منم دعوت بودن. بچه ها هم از تهران هنوز بودن. صبح واسه بچه ها صبحونه بردم خونه مادر فهمیدم دیشب که اومدن خونه مادر کلید رو گم کردن و...
-
نامزدی
پنجشنبه 15 اردیبهشتماه سال 1390 14:15
هرچند تو همیشه بهتر از من می نویسی اما حیفه نامزدیمون نوشته نشه .... سه شنبه رسیدم شیراز .... صبح خونه بودم تو هم رفته بودی پیش همسایتون تا مقدمات آرایش رو فراهم کنی عصر با هم رفتیم بیرون سیلور برای موهات خریدیم .... صبح چهار شنبه من ماشین رو زدم بیرون مالیدمش به ماشین همسایه و .... با اعتماد به نفس تمام گفتم فدای...
-
من و تو هردو عاشق حالا به هم رسیدم
دوشنبه 12 اردیبهشتماه سال 1390 22:55
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 سلام عزیزم خیلی دوس داشتم این آهنگ تو مراسم نامزدیمون پخش بشه اما یادم رفت به ارکست بگم حالا به تو تقدیمش میکنم دوست دارم جوجوی من ..... شب من و شب تو ..... تب من و تب تو........ اسم تو روی لب من ،اسم من روی لب تو پُرم از عشق چشمات ،مهربونی توی...
-
تولدت مــــــــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــــــارک
شنبه 3 اردیبهشتماه سال 1390 20:17
خب اومدیم تو جمع عاشقونه و خودمونی خودمون دور از شلوغی و هیاهو فقط خودمون کنار هم من تو بغلت لبام رو لبات کنارت نفسم تولدت مبارک نمی دونی چه حس قشنگیه دیشب تو بغلت این متن و واسه تو گفتم بی نظیرم.انشالله سالیان سال سالم و سلامت پر انرژی و شاد کنار هم باشیم و یه زندگی ساده و خوب و داشته باشیم.ظهر داشتم تو ذهنم تصور می...
-
دوستت دارم
جمعه 2 اردیبهشتماه سال 1390 20:27
سلام عشق من آخرین پنج شنبه مجردی هم گذشت آخرین جمعه مجردی هم نفسای آخرش رو میکشه دوس دارم همین الان پر بکشم بیام پیشت. دلم برات یه ذره شده. دوس دارم پیشم بودی اول حسابی نگاهت می کردم نگاهت می کردم و عشقم رو شعله ور میکردم. بعد بغلت می کردم و به سینه ام فشارت میدادم و می بوسیدمت. دوست دارم بهترینم قدرت رو همیشه میدونم...
-
تشکر تشکر تشکر
جمعه 19 فروردینماه سال 1390 13:57
سلام قربونت برم من می خوام ازت تشکر کنم تشکر کنم که برای مراسم نامزدی خیلی زحمت کشیدی واسه عکس کلی آتلیه رفتی حسابی وقت گذاشتی و خسته شدی. واسه شمع (شام) کلی زحمت کشیدی دیشبم با مامان و خواهر گلم و زن دایی تا دیر وقت بیدار بودین وزحمت کشیدین. به خاطر همه کارات ممنونم عزیزم. تشکر میکنم که این روزا منو تحمل کردی خودمم...
-
دلم گرفته
چهارشنبه 17 فروردینماه سال 1390 19:33
دلم گرفته. حالم خوب نیست. زود به هم می ریزم تو رو هم ناراحت می کنم. نمی خوام گردن ام اس بندازم تقصیر خودمه اما ام اس هم کمک میکنه بدتر شم. نمیدونم چرا زود عصبی میشم. چرا هی تو رو می رنجونم. عزیزم منو ببخش. باید قبول کنم دلیلی نداره که اون چیزایی که واسه من مهمه واسه تو هم مهم باشه. نباید تو کارات دخالت کنم. اختیار...