سلام جوجوی خوشکل و ناز من
الهی دورش برگردم امروز روز اول کارت بود.
تبریک میگم عزیزم.
ایشالله که همیشه شاد و خندون بدون دغدغه ذهنی بری سر کار.
دوست دارم نفسم.
ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ

ممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ سلام عزیز دلم تاج سرم.زود می نویسم تا بدو ام پای درسم.الان داشتم کارت می خریدم واسه طرح قرمز.امروز رفتم پیش آقاه مدیر بیمارستان دیت آقای دکتر... درد نکنه خیلی زحمت کشیدن وقتی فکرشو می کنم که چقدر باید می دوییدم تنم می لرزه.خلاصه نامه رو گرفتم رفتم پیش مسئول تغذیه و نامه اعلام نیازم از اقاه گرفتم و دیگه مسفول تایپرفته بود گفت فردا.
اومدم خونه یه زنگ به مادر جون زدم یه دونم به آقای دکتر و تشکر کردم.قربونت برم من الهی من هیچ وقت خودمو از تو جدا ندیدم.مامانم منظورش این بود که من از حقوقم بگیرم . اما من اینجوری به دلم نیست دویت دارم هر کاری می کنیم دوتایی با هم بکنیم ما دیگه زوجیم دیگهههه زن و شوهریم.نگو هنوز نیستیم.شرعا فعلا هستیم گیگههههه.خلاصه من تر جیح می دم جفتمون با هم تشکر کنیم حتی شده با شاخه ی گل.الهی من قربونت برم فدای تنت شم من.الان اتاقی کاش پیشت بودم و حسابی ماساژت می دادم.نفسم یه معذرت خواهی هم کردم ازت .از صحبت ظهرت خیلی ناراحت شدم اما خب رفتارم درست نبود معذرت می خوام پیشی من.خیلی ناراحت بودم تا عذرخواهی نکردم خوابم نبرد.تو هم الان بگیر یه کم بخواب عشق من.راسی فدات شم این بیمارستان وایه شیفت عصر سرویس داره اما اگه من ۷ تعطیل شم اون ۸ می ره و معلوم نیست هم چقدر تو راهم بازم هرچی و بگی عشق من.دیگه دیگه دیگه دوست دارم و دلم تنگ شده واست عزیز دلم.دیگه دم ماهی انشالله زودتر دفاع کنی و شیرینی جفتمون و با هم به جمع بدیم خیلی خوشحالم که اونجایی و دیگه بار فکری سربازی و نداری نفسم.ازت دورم اما این و علی الحساب داشته باش واسه رفع خستگی قربونت بره جوجو


انگار همین دیروز بود نفسم سورپرایزم کردی که داری میای.خدایا چرا انقدر روز های خوش با عشقم بودن می گذره؟چرا نمی شه زمان و نگه داشت وقتی بغلشم وقتی لبام رو لباش و دارم آرامش و ذره ذره وارد بدنم می کنم.انشالله بلیط داری که فردا باز بری تهران اما عشق من می ری که انشالله با دست پر برگردی و دیگه تا آخرین لحظه کنار هم باشیم.پیشی دیوونتم.اوووووو کلی وقت از خاطره هامون ندفتمااا از روزی که اومدی صبح زودش پا شدم اومدم خونتون و محکم بغلت کردم.کلی زدیم تو یرو کله ی هم.روبان که زدم به سرت مادر جون می گه عجب عروس خلس گیرم اومدا
قربونشون برم کلم پلو درست کردن.آتوسا هم اومده بود کمکشون.ما با هم رفتیم واسه کارای دفاعیت عشق من یه سر هم به مادر اینا زدیم.قربونشون برم بنایی داشتن.ذوق اومدن ما رو داشتن.رفتیم خونه نهار خوردیم عصرم باز کار داشتیم.قبلش با آتو و ناناز نشستیم پاسور قضایاش بماند که تا شب ۳ دست هفتایی به ۱ دست بردیمشون.هورا هورا من وپیشیم با هم قوییم.هی تا می بردیم دست هم و می گرفتیم و عقب جلو می شدیم که البته بعد به این نتیجه رسیدیم که درست نبود.خلاصه عصر هم باز به مادر اینا یر زدیم.مادرم ما رو تنها می ذاشت راحت باشیم ما هم می زدیم کانال عشق بازی قربون روشن فکریشون برم من.شب هم که اومدیم خونه و شام خوردیم تا آخر شب هم بابا اومد دنبالمون.این دو روز که خونه ی ما بودی عشق من در واقع خونه ی خودت مامان بابا عاشق دامادشونن بابا واست البالو گرفت تا مامان آلبالو پلوش کنه و مامانم کلم یرخ کرد واسه کلم پلو.وقتی آلبالو پلو داشتیم اخلاق جفتمون مگسی بود به قول جیگرم ذوووووووووووووووووووووق.البته جفتمون حق داشتیم.من روزه بودم و صبحشم که کلاس عربی داشتم رفته بودم دنبال کارای طرح ظهر واقعا نای اس ام اسدادن نداشتم عشق من هم از یه سری رفتارا و حرف های من ناراحت بود که خدا رو شکر پاییز عشقمون زود تموم شد و تابستونش اومد.می خوابیدم رو پات دامنم و می زدم اونور قربونت برم من کل تنم مال تو.بماند که این سری یه سری سو تفاهم ها واسه خانواده ها پیش اومد که البته بدم نشدا انشالله عقد زودتر ما تثبیت شد.امشبم که کلم پلو بود و باز کنار هم بودیم و با هم میایم پای نت و تو رو صندلی می شینی منم پام و می ذارم لای پاتو و از سر و کولت آویزون می شم و هستم و می چلونم آخخخ نمی دونی چه حالی میده.البته فک کنم وقتی هولوتو فشار میدی حسش کنیا.خلاصه یه کمم تانگو رقصیدیم بعدم با هم صحبت کردیمو رفتیم پیش مامان اینادراز کشیدیم.نمی دونی چه حس خوبیه وقتی کنارمی بی نظیر من.داشتی می رفتی بغض کرده بودم داشتی با مامان اینا خداحفظی می کردی.خدا رو شکر که انشالله فردا می بینمت همه کسم.بقیه خاطرات که عروسی ها بود و تو خونه موندنا و اینا رو بعد می تعریم الان سه دنگ سه دنگ شروعید.عسل من و بده ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ آها.می پرستمت.خدایا شوهرمو به خودت می سپارما.
اوووووووووووووف بالاخره تموم شد و جوجوت فارغ التحصیل شد.اما خیلی زود گذشتا.اون امتحان لغو کردنا اون کل کل کردنا ازمایشگاها بچه ها و ... این سالای تحصیلم دو سال اولش زندگیمو تباه کرد و دوسال آخر زندگیمو ساخت پیشی من .عشق من به برکت وجود تو هستی من.اینکه بودی آرومم می کردی مخصوصا اون روزا که خیلی حالم بد شده بود توکنارم بودی با زنگات.مرسی عزیز دلم مرسی عشق من.تو نبودی شاید این فارغ التحصیلیم به تاخیر می افتاد.از مامان و بابا هم ممنونم که همه چیز و تحمل کردن و ساپرت مالی و عاطفیم بودم.از تو هم ممنون هستی من تاج سرم سایه ی سرم که دوریا رو تحمل کردی.الان دیگه هر وقت بیای شیراز خانومیت می دو میاد پپیشت ایشالله.
نفسم انشالله این فارغالتحصیلی در مقابل این زحمتایی که تو برای پایان نامت می کشی و سختیاش قابل قیاس نیست یه لیسانس جوجویی بود دیگهههههه.نفسم همممه ی این سختی ها نتیجه داره مطمئن باش حکمت داره بی نظیر من. کاد و و هدیه هرچی بزرگ تر کاغذ کادوش بیشتر هدفت هدیه ی خداست و سختیاش کاغذ کادو.
هستی من الان زنگ زدم واسه عکس آماده بود با بابا می رم بگیرم.اونا رم سفارش می دم.قربونت برم من دوست دارم زندگی من.منم همممممه ی دوریا رو واسه پیشرفتت تحمل می کنم تو هم تحمل کن گیگههههههه به خاطر زندگی و آیندمون زندگی من.می پرستمت.مممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ شیرینس فارغالتحصیلی راه دورم و الان میدم
اما اومدی مال جفتمون و می خورییییییم کنار هم.
ادامه مطلب ...بوی تنت بوی گله، بوی گلای اطلسی
مثل شکوفه های سیب قشنگ و دور از دسترسی
وقتی میای بهار میاد، بوی گل انار میاد
عطری که با نسیم صبح از روی سبزه زار میاد
شراب صد ساله تویی، سرخی آلاله تویی
اگه قماره زندگی اونی که تک خاله تویی
دلم میخاد حرف بزنی، قفل سکوت رو بشکنی
مثل حریر اون صدات برگ گل ابریشمی
ای آخرین سرود من، نوای چنگ و عود من
از تو قشنگه زندگی، ای همه تار و پود من
شراب صد ساله تویی، سرخی آلاله تویی
اگه قماره زندگی اونی که تک خاله تویی
سلام جوجوی من
سلام بهترینم
اینجارو ترکوندیا
قربونت برم الهی
میخوام بگم بهترینی
میخوام بگم همه کسمی
میخوام همیشه کنارتم همیشه همیشه همیشه
دوست دارم زندگی من.
می پرستمت
آخ جوووووووووووووووون جوجو امروز رفت بالاخره بعد ۲ ماه آلبوم نامزدی و از آتلیه که نه دم خونه ی عکاس گرفت.وااااااااااای نمی دونی عکسا چقدر خوب شدن عشق من.کاش کنارم بودی دسوت داشتم با هم عکسا رو می دیدم کلی سر به سر هم می ذاشتیم و اذیت هم می کردیم.عکسا خیلی خوب و قشنگ شدن.تازه عسکای سسکی هم داشتیم هورا هورا.الهی من فدات شم.اما مگه من طاقت میارم شوهرم نبینه.همون شب اومد تو وب کم و نشونت دادم.البته بماند که این سرعت نتم کم و بود وبازی در می آورد اما از حق نگذریم اون شب راه اومد باهامون.الهی منفدات شم.هورا هورا امروز خیلی ذوق دارم گفتی نشستی با دکتر مفصل حرف زدی و تکلیف پروژه تا حد زیادی معلوم شده.قربونت برم من خدا رو شکر.مطمئنم فردا ها تو زندگیمون تو کارت نتیجه ی همه ی اینا رو می بینیم خدا یا شکرت.خدایا شکرت لیاقت پیشیمو بهم بده حرف از اومدن زدی و هممون و خوشحال کردی من که تو پوست خودم نمی گنجم.انشالله.آقا پیشی ماه رمضون اگه اینجا باشی بهتره آخه تند تند مهمونی دهوتیم.
دیشب خونه مادر جون اینا بودم جات خالی عمه جون و بچه هاشونم اومدن آلبوم و ببینن.خیلی جات کنارم خالی بود پیش خودم می گفتم پیشی جونم امشب نزنگیده که یه هو مثل اینکه شنیده باشی زنگ زدی.معلومه که می شنوی آخه دلامون یکیه فدات شم.شب شام اونجا بودم ماکارونی داشتن
سر میز مادر جون یه چیز گفتن کلی ذوقتو کردم و نزدیک بود گریه کنم از بس می خواستم پیشت باشم گفتن پیشی و خواهرش همیشه بچه بودن می گفتن بعد غذا خدایا خدایا شکرت دستت درد نکنه مامان ذوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق.عشقم انشالله به یاری خدا کارا افتاده رو غلتک فقط اومدی حتما پیش خانوم شرکت نفت برو.دیشب باز زنگیدی فدای دلت شم گفتی گرفته قربونت برم من با هم صحبت کردیم و با خنده رفتی سراغ سریال شبم که اومدم وب دادم و کلی ماسط رقصیدم تا جایی که بتونم از همین جا هم که شده ارضات کنم هستی من ممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممماچ
صبح پاشدم برم دارو خونه که به گرمای ظهر نخورم. شماره ۹۷پذیرش بودم.
رسیدم دارو خونه طرف کارت هوشمند ام اس رو گرفت ازم بعد صدام کرد گفت سرویس پیام میده که شما نمی تونید این تعداد آمپول بگیرید.
گفتم واسه چی؟
گفت نمیدونم احتمالا زود اومدی بگیری زنگ بزن بیمه.
زنگ زدم بیمه فایده نداشت. زنگ زدم بابا رفت بیمه بعدش گوشی رو داد به من با مسئول بیمه حرف زدم. گفتم من یک اردیبهش یه نسخه گرفتم ۲۷ اردیبهشت هم نسخه دیگه ای گرفتم.
گفت چون تو اردبهشت دو تا گرفتی سهمیه خردادت سوخته.
گفت هر ماه یه بسته ۱۲ تایی سهمیه داری.
گفتم آخه هر ماه یا ۳۰ روزه یا ۳۱ روز ولی بسته های آمپول من ۲۸ روزه تموم میشه پس باید بجای هر ماه هر ۲۸ روز شارژ کنید. کلی کلنجار رفتم تا قبول کرد ۶ تا آمپول بده.
شماره ۱۸۹ هم پذیرش شد تا بالاخره من نصف آمپول ها رو گرفتم.
ساعت ۱۲.۵ ظهر شده بود. تو گرما برگشتم خیلی اذیت شدم.
جلو داروخونه یه جانباز نشسته بود.جلوش نوشته بود
جانباز ۲۵٪ جنگم بخاطر شما رفتم شلمچه شیمیایی شدم الان پول دارو ندارم ای کوفیان!
اون رو هم دیدم ناراحت تر شدم. اومدم اتاق زیاد خوب نبودم یه دوش آب سرد گرفتم برم دانشگاه.
اونجا هم اذیت می شدم. رفتم کتابخونه کتاب گرفتم رفتم پیش دکتر.
دکتر گفت خب برو طراحی کن فیکسچر رو بعد طرحت رو بیار.
اینجا هم حالم گرفته شد آخه مگه چقدر باید کار کنم من.... خسته شدم بابا.
حالم خوب نبود برگشتم اتاق. دست و پام مورمور می شد ساق پام بی حس بود.
یکم خوابیدم.
بیدار شدم شام خوردم قفسه سینه ام درد می کرد هی می گرفت.
آمپولم رو زدم بعد از مدت ها دوباره همه عضلاتم درد می کنه. قرص هم خوردم فایده نداشت.
خدا یا بسه دیگه.
خسته ام کردی
بازم شکرت